رشت با بارانش، غذاهایش، و صدای دریای کاسپین یکی از دوستداشتنیترین شهرهای ایران است. سه روز در این شهر سبز ماندم و هر لحظهاش رنگ و طعم خاص خودش را داشت. بازار بزرگ رشت با تابلوهای رنگارنگ و بوی ادویه و کالهکباب، اولین توقف بود. کباب ترش رشتی در ظهر همان روز اول یکی از بهترین غذاهایی بود که خوردهام. روز دوم به ماسوله رفتم — روستای پلهکانی که خانهها روی هم ساخته شدهاند. مه و باران ملایم، منظرهای رویایی ساخته بود. شب آخر کنار دریای خزر نشستم و صدای امواج را گوش دادم.
خیلی دوست داشتنی بود
کباب ترش رشتی با آلوچه و گردو — یک ترکیب منحصربفرد که تا حالا نخورده بودم. اسید آلوچه با چربی گوشت کنار هم عالی است.
خیلی قشنگه و شلوغ
ماسوله در باران جادویی بود. مه روی کوهها نشسته بود و خانههای نارنجی از دل ابر بیرون میزدند. یکی از زیباترین مناظری که دیدهام.
زیبا بود
ساحل خزر در صبح زود خلوت و آرام بود. موجهای کوچک، هوای مهآلود، و صدای مرغهای دریایی — یک صبح کامل.
